تبلیغات
داستانهای زیبا Beautiful Stories - زبان آن دنیا
داستانهای زیبا Beautiful Stories
اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتیم نخستین چیزی که در دنیا از بین می رفت عشق بود

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

زبان آن دنیا

سه روز پس از آن که متولد شدم، چنان که در گهواره ابریشمی ام خوابیده بـــودم ترسان و متعجب به دنیــــای تازه اطرافـــم خیره شـــدم.مادرم با دایه صحبت میـــــکرد. او گفت: فرزنـــدم چطــور است؟

دایه جواب داد: خوب است خانم، سه بار او را غــــذا دادام تاکنــــون ، چنین نــوزاد شاداب و سالمــــــی نــدیده ام .

اوقاتم تلخ شــــد با گـــریه فریاد کردم، حقیقت ندارد مادر! چون رختخوابم خشن است و شیـــری که خورده ام برای دهانم بـــدمزه بود، بوی سینه اش در مشامم بد بـــوست. من خیلی تیـــره بخت هستـــم. اما مـــادرم و دایه نمی فهمیـــدند چون زبانی که صحبت میکـــردم از  جایی بود که آمـــده بودم .

در روز بیست و یکم زنـــدگی ام وقتی که قصـــد نامگـــذاری ام داشتند، ... به مادرم گفت: شما حقیقتاً باید خوشبخت باشید خانم که پسر تان یک مسلمان متولد شده است. و من متعجب شدم و به ... گفتم: پس مادر شما در بهشت نباید خوشبخت باشد چون شما یک مسلمان متولد نشدید. اما ... نیز زبان مــــرا نفهمید. بعد از هفت ماه یک روز فالگیری مرا دید و به مادرم گفت: پسر شما سیاستمدار و یک رهبر بزرگ خـــواهد شد.اما من فریاد کردم : این پیشگویی اشتباه است، چون من موسیقی دان خواهم شد  . یک موسیقی دان و دیگر هیچ .

اما حتی در آن سن هم زبانم را  نمی فهمیدند سخت در حیرت و شگفت بودم. و بعد از سی  و سه سال در مدت زمانی که مادرم، دایه و ... همـــه مردند ( خداوند آنها را بیامرزد ) فالیگر هنــــوز زنـــده است و دیروز در معید او را دیدم و هنگامی که با هـــم صحبت می کـــردیم گفت: من همیشه می دانستم که تو موسیقی دان بزرگی خواهی شد حتی در دوران کودکی ات، آینده تو را پیشگویی و پیش بینی می کردم . و من او را باور کردم ، چون اکنون زبان آن دنیـــای دیگر را فـــراموش کرده ام .

 جبران خلیل جبران

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

باسلام به تمامی دوستان عزیزم

امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ سپری کنید

میتونین تو خبرنامه وبلاگ هم عضو شین تا هر موقع وبلاگ به روز شد بتون اطلاع بدم.
ضمنا کسانی هم که دوست دارن تو این وبلاگ مطلب بنویسن میتونن تو قسمت نظرات بگن تا من براشون یک اکانت درست کنم.
مدیر وبلاگ : مهدی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظر شما در مورد این وبلاگ چیه؟






نویسندگان

Google





Powered by WebGozar